![]() |
![]() |
|
| حجاب اجبار نیست... بلکه یک انتخاب است... |
|
از حضرت امام سجاد علیه السلام پرسیدند کجا از همه بیشتر بر شما سخت گذشت. حضرت پاسخ دادند: الشام... الشام... الشام... کمتر از ده روز دیگر کاروان اسرای آزاده به قصر ملعون تاریخ یزید بن معاویه می رسد. و بار قیام عاشورا بر دوش زینب کبری سلام الله علیه و سید الساجدین زین العابدین علیه السلام است. باری به بزرگی حیات تشیع و اسلام علوی... و امروز ما وارثان آن گذشته سرخ و قیام بزرگ در پیشگاه امام زمان علیه السلام خویش هستیم... و آن گاه آینده ای سبز... دیری نخواهد پایید... ان شاالله... پس جان را در طبق اخلاص پیشکش مقام ربوبیت کنید تا نباشید از: ان الانسان لفی الخسر و خواهید دید: الله و ولی الذین امنو یخرجهم من الظلمات الی النور در سخت ترین شرایط موفق خواهید شد انشاالله. *** هر چند با تاخیر ولی شعری بدین مناسبت
ما غصه دار عشقیم اشکی به آه کردیم در نهضت حسینی علیه السلام زین غیرت حسینی علیه السلام او شیر مرتضی علیه السلام بود فرزند مصطفی صل الله علیه و آله و سلم بود از اشک سرخ دیده از حلق رگ بریده از هیبت اقاقی شد تکسوار ساقی از قاسم علیه السلام بنامش در چهره ی جوانش از غصه ی شبابش شش ماهه ی ربابش از زینت عبادت علیه السلام از نسل او امامت از آه سرخ لاله زین دختر سه ساله سلام الله علیه زین مردم سپاهش در لشگر جهادش در شام آن غریبان از امت شهیدان مهـــــدی ز دیده تر شد عالم برش به سر شد ***
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 19:23 توسط مهــــــدی |
|
|
آورده اند: آب که می نوشی بگو یا حسین علیه السلام این روز ها که آب می بینی و نمی نوشی بگو یا اباالفضل علیه السلام *** سلام به همه دوستان عزیز و با عرض تسلیت به مناسبت شهادت مولی الموحدین حضرت علی علیه السلام خدمت همه دوستان. در شب قدر تقدیر یکسال انسان ها رقم می خورد و خوبی و بدی سرنوشت انسانها در طول سال آتی در این شب رقم می خورد. و شب قدر یکی از شبهای ماه مبارک رمضان است که احتمال قوی یکی از ۴ شب ۱۹ یا ۲۱ یا ۲۳ یا ۲۷ هست که سه شب اول اقوی تر است. و در میان این سه شب شب ۲۱ بر شب ۱۹ و شب ۲۳ بر دو شب پیش احتمالش قوی تر است. پس به طور چکیده به احتمال فراوان شب ۲۳ شب قدر است انشاالله. در این شب می توانید مقدرات شوم خود را به مقدرات نیک تبدل کنید و بزرگ ترین خواسته شما در این شب ۲ چیز باشد. ظهور منجی عالم بشریت که اگر برای فرج ایشان دعا نمائیم ان حضرت نیز برای ما دعا می فرماید و دوم عافیت. انشاالله بتوانید این شب را هرچه بهتر درک نمائید. التماس دعا. *** پیامبر اعظم صل الله علیه و آله و سلم: وای بر کسی که حلال خدا را حرام و حرام خدا را حلال شمارد. و خدا لعنت کند آنکه خشت اول بدعت را با خاندان آل محمد صلوات الله و سلامه علیه گذاشت.
لعنت بر آن کس خشت اول کج نهاد هنوز هم بدعت ها و کج اندیشی ها هست... همان بدعت گزارانی که در لباس دین بوده و بی تردید از خائنان به نبوت رسول الله و ولایت امیر المومنین علی علیه السلام هستند. همان پنجاه و چند مامور دهانه احد که منجر به شکست اسلام و شهادت پنجاه ها مسلمان و حمزه سید الشهدا شد. همان ابوبکر ها و عمر هایی که در غدیر خم دست بیعت با علی علیه السلام را دادند و در روز سقیفه دست علی علیه السلام را به نا حق کوتاه کردند. همان طلحه و زبیر هایی که به ظاهر به کمک حضرت علی علیه السلام شتافتند تا آن حضرت به خلافت رسد و بعد وقتی دیدند نفعی از آن عایدشان نشد بر ضد حکومت و خلافت توطئه کردند و جنگ جمل را بر پا داشتند. همان ابو موسی اشعری هایی که حضرت را تشویق به جنگ صفین کردند و بعد در مقابل قرآن کاغذی پشت بر قرآن ناطق کردند و نبرد پیروز را با شکست معاوضه کردند. همان عبدالرحمن ابن ملجم هایی که مرید حضرت بودند و مراد خود رابه شهادت رساندند. همان ابن عباس هایی که در جنگ بر ضد معاویه پشت فرزند رسول خدا و کریم اهل بیت را به ناگاه خالی کردند. همان کوفیانی که نامه نوشتند و دعوت کردند و بعد میهمان خود را به شهادت رساندند. همان ابو سفیان ها و معاویه هایی که به اسم اسلام تیشه بر ریشه اسلام و مسلمان زدند. همان بنی العباس هایی که به اسم اسلام و ضد بنی امیه و اسم خلافت خاندان رسول خدا صل الله علیه و آله و سلم خلافت را از بنی امیه و خاندان عصمت ربودند و سالها در لباس دین بی دینی را رواج دادند. همان هارون الرشید ها و مامون ها. آری همان مامون هایی که خلافت را خود برداشته و برای فریب عوام ولیعهد را بر امام خود بر می گزینند. ولیعهدی که به دست حاکم طاغوت خود به شهادت می رسد. همان جعفر کذابی که می خواهد بر پیکر مطهر امام حسن عسگری علیه السلام نماز بخواند. همان مسلمانان به ظاهر با دینی که ریش بر صورت و ریشه در آب دارند و حق ونا حق را به عمد اشتباه میگیرند! از اول اسلام بدعت ها بوده و تا ظهور منجی عالم بشریت نیز خواهد بود. *** به راستی ما را چه شده است؟! به راستی که چشم و گوش خود را بسته اید. اسمتان مسلمان است. اسمتان بنده الله جل جلاله است٬ اما بندگی هزاران خلق خدا را می کنید و تنها در گرفتاری دست نیاز به سوی بی نیاز می برید و باز هم چشم امیدتان به خلق خداست. قرآن الکریم می خوانیم به در معنای آن کوچک ترین توجهی نداریم٬ به جای تسبیح خداوند غیبت می کنیم٬ همان غیبتی که در قرآن الکریم به مانند خوردن گوشت برادر مورده می ماند٬ و گفته شده الغیبت الاشد من الزنا!!! نامتان مسلمانان رسول الله محمد امین صل الله علیه و آله و سلم است٬ اما در خیانت در امانت یکه تازی می کنید. نامتان شیعه عدالت خواهی چون علی علیه السلام است٬ اما در مقابل بی عدالتی ها خاموش نشسته اید. نامتان از مریدان آن دخت پاک و مطهره و بانوی با حیای اسلام فاطمه الزهرا سلام الله علیه است٬ اما در ناپاکی ها و بی حرمتی ها و بی حیایی ها دست شیطان و بی دینان را از پشت بسته اید. نامتان از مریدان آن کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام است٬ اما ذره ای رحم و کرم به برادران دینی خود روا ندارید. نامتان از مریدان ابا عبدالله الحسین علیه السلام است٬ آری فقط نامتان این چنین است٬ ده شب کوچه ها را سیاه می کنید و عمری خلق خدا را٬ ده شب سینه زن عریان امام و عمری سینه چاک شیطان رجیم هستید٬ ده شب گل بر سر و صورت خود می مالید و عمری خاکستر فریب کاری بر مردم٬ ده شب بر مولا امام حسین علیه السلام اشک می ریزید و عمری به ریش فریب خوردگان خود می خندید٬ به راستی شما را چه شده است؟ خود را مرید سید الساجدین زین العابدین علیه السلام می دانید و بعضا در ۱۷ رکعت رکوع و سجده سستی می کنید... خود را مرید باقر علم نبیین علیه السلام می دانید و در طلب علم دانش که هیچ٬ در طلب کوچکترین آموزه ها از بندگان خدا کوتاهی می کنید... خود را از امام جعفر صادق علیه السلام می دانید و صداقت را به دست فراموشی سپرده اید. اسما امامتان کاظم الغیظ علیه السلام هست٬ ولی خودتان ذره ای حاظر به کوتاهی در مشاجره ها نیستید و در کوچکترین برخوردی حاضر جواب و متلک پران قهاری هستید٬ بارها به حرم امام رضا علیه السلام آن ضامن آهو قدم گذاشته اید و دریغ از یکبار کمک به برادر دینی خود... جواد الائمه علیه السلام را امام خود خوانده اید و ذره ای بخشش نسبت به خلق خدا ندارید... امام هادی علیه السلام را به ظاهر سر لوحه قرار دادید و در هدایت خلق خدا به بی دینی ها و کج اندیشی ها ابایی ندارید... امام حسن عسگری علیه السلام را شناخته اید٬ آن امام معصومی که عمرش در اسارت ظلم بود تا آنجا که موفق به زیارت خانه کعبه نشد٬ اما شما به اسارت دنیا رفته و از زیارت بیت العتیق باز مانده اید... و وای بر ما... خود را منتظر می دانیم و ذره ای برای فرج حضرت تلاش که هیچ٬ دعا نیز نمی کنیم٬ به ظاهر منتظر بوده و چه انتظار ریا کارانه ایست که می دانیم در فرج بی عدالتی ها و ضد ارزش نابود خواهد گشت٬ اما بی باکانه بی عدالتی را گسترش داده و به احیای ضد ارزش ها کمک می کنیم... وای بر ما٬ ما را چه شده است!!! برای تعجیل در امر فرج حجه ابن الحسن مهدی موعود صاحب عصر والزمان علیه السلام صلوات ختم فرما!!! *** دو تبلیغ بسیار زیبا و تاثیرگذار مصری ها در خصوص حجاب را با هم خواهیم دید... واقعا وقتی هنر خلاقانه با اندیشه الهی در آمیزد چقدر موثر تر می شود.
نمی توانی جلوی پریدن آنها(مگس ها)را بگیری،اما می توانی خودت را از گزندشان حفظ کنی
یا چتر حجاب را برسر بکش، یا به تو هجوم خواهند آورد!!
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دوم مهر 1387ساعت 1:26 توسط مهــــــدی |
|
|
شب نوزدهم ماه مبارک رمضان هستیم... شب ضربت خوردن حضرت علی علیه السلام... و شب قدر... خداوند کریم در قرآن می فرماید: لیله القدر خیر من الف شهر *** شب قدر برتر از هزار ماه است در این شب عزیز مقدرات یک سال انسان رقم می خورد. و مطمئن باشید اگر نتونید از این شب بهره ای ببرید به شب و جای دیگری امید نبندید. و اگر تونستید در حد خودتون بهره ببرید سال خوبی رو پیش رو خواهید داشت... این جاست که روزی و مقدرات یکسالتون رو رقم می زنند. بشتابید برای دنیا و آخرت خودتون... التماس دعا داریم برای همه شما... در این شب خودتون و ما رو دعا کنید... حیف است همی ترک چنین شب بر ما *** قدر است همی درک چنین شب فرما مگذار رود فرصت تقدیر و قضا *** حیف است که از دست رود این شبها صد حیف همی گویم و صد حیف دگر *** آن لحظه که در گور بمانم تنها گفتند به مهــــــدی که شبش قدر بدان *** تقدیر رقم خورد ز این شب فردا
***
این قلب و دلم باز چو گلشن شده است این دل چه بسی تنگ بر یار بشد یکسال غباری بر این دل بنشست چون آتش نمرود بر ابراهیم از روز ازل دشمن تو شیطان شد این ماه چو شیطان همه در بند بود این روزه همی گرچه نخوردن باشد روزه ی دلی گیر زبان بستن چیست؟! در روزه گناهی که ز تو باز شود نیت خدایی به دلت می باشد این ماه محبت ز خدایم باشد یک فرصت دیگر بر امت باشد بشمار غنیمت به تو فرصت دادند شاید ملک الموت که امشب آید حسرتی بماند بر این دل آن روز آری تو چه اندوخته ی خود کردی؟ شاید که دگر فرصت دیگر نرسد باشد که دلت سوی خدا باز شود توبه کنم و سخت گنه یاد کنم فرصت به تو آمد که ببری دل خویش باشد که دل خویش ز دنیا ببری باید که بسی درک کنی این شب را این دل چه بسی بیند و درکش نرسد مهــــــدی نتواند چو نویسد بطنش
این شعر رو سال پیش سروده بودم. امید وارم که خوشتون بیاد. یا حق. التماس دعا
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 0:50 توسط مهــــــدی |
|
|
در زیر سایه ی درختی جامه ی سپیدم را می تکانم... هم نوا با سایرین سلام می دهم... قدم در راه می گذارم... تا رسیدن به عمق آسمان راهی نمانده... من هم آسمانی می شوم... اولین بار که چشمم به جمال پرده ی سنگین عشق می افتد٬ نا خواسته شبنمی از گوهرین وجودم سر چشمه می گیرد و زلال آرزوها٬ لطافت و سرخی گذشته را از زیر مشتی خاکستر که کوله بار سفرم را پر کرده است٬ بیرون می آورد... یک لحظه وجودم پر ز خالی هاست٬ آن لحظه که صورتم را به خاک می مالم و سیرتم را به افلاک... بر گرد چندی سنگ می گردم٬ ابتدا و انتهای من دست خداست... و در پشت خاک پاک خلیل الله به رستگاری می شتابم... از مقام صفی الله هفت بار بین الجبلین را طی میکنم تا به منزلگاه جده رسم... آنجا که کوتاهی آمال و تقصیر آرزوهاست... هفت بار دیگر باید گشت... بر گرد مولود گاه ولی الله... و باز هم حی علی خیر العمل به مانند پیش... این بار شانه ی راستم به سوی قبلگاه مسلمین است...بر رکن یمانی٬ درب مخصوص ام اباالحسنین٬ نامم را حک می کنم... در هجر ذبیح الله٬ در زیر ناودان طلایی رنگ٬ برای باریدن باران رحمت٬ هوای خود را قربانی می دهم ... در مستجار به گفتگویی دیگر با خدا می روم... در زیر باب الرحمه ایستاده ام... شاید اینجا بسته است... اما به یقین درب بیت العتیق باز است... من در پشت سیاه پرده ی سپیدم٬ خود را درون منزلگه معبود می بینم٬ اینجا ملتزم است٬ آنجا که تکثیر آرزوهاست... |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 8:57 توسط مهــــــدی |
|
|
سلام به همه دوستان عزیز. به علت گرفتاری تحصیلی و کنکور و از این دست مشکلات خیلی وقت بود که سر نزده بودم. و البته الان هم در سفر معنوی بیت الله الحرام مکه مکرمه و مسجد نبوی مدینه منوره هستم. انشا الله به محض آمدن به ایران با قدرت تمام به راهمان که ترویج و تبلیغ راه خدا پرستی در قالب اسلام و مکتب تشیع است می پردازیم. انشاالله... مهــــــــدی |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 19:40 توسط مهــــــدی |
|
|
یادمان باشد زندگی برای خوش گذراندن نیست... زندگی صحنه ی امتحان ماست... امتحان شیرین نیست... سختی دارد... پس ما نیامده ایم خوش بگذرانیم... آمده ایم سنجیده شویم... پس در هر زمینه ای باید تلاش کرد... ما زنده از آنیم که آرام نگیریم ... موجیم که آسودگی ما عدم ماست مرد را دردی اگر باشد خوش است... درد بی دردی علاجش آتش است... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 11:33 توسط مهــــــدی |
|
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 0:5 توسط مهــــــدی |
|
|
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد (حافظ) نوروز باستانی بر همگان مبارک باد تا سال آینده خدا حافظ همگی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 12:0 توسط مهــــــدی |
|
|
سلام به همه دوستان عزیز... با تمامی گرفتاری هام خودمو این موقع شب رسوندم تا آپ کنم تا آرشیومون از بهمن خالی نمونه... بریم سراغ ادامه ماجرا...
ایام محرم تموم شد... کمکم داریم به اربعین سالار شهیدان می رسیم... راستی... تا حالا کسی فکر کرده اگه ما اون موقع اونجا بودیم تو کدوم سپاه قرار می گرفتیم؟؟؟ امام حسین ع ؟؟؟ یا یزید ملعون؟؟؟ پاسخ شما چیست؟؟؟ جواب خودتون رو یادتون باشه برید داستان زیر رو بخونید بعد یک بار دیگه قضاوت کنید... شاید نظرتون عوض بشه... داستان حر و عمر سعد رو می دونید؟؟؟ خب من براتون از حر بن ریاحی و البته عمر بن سعد بن ابی وقاس می خوام بگم... حر و عمر سعد هردو در لشکر یزید ملعون دارای پست و در واقع سر لشکر بودند... هر دوی اینها در مورد این که امام حسین ع به حق هست اعتراف کامل داشتند... وقتی پیشنهاد به عمر سعد داده شد برای جنگ با امام حسین ع اول شانه خالی کرد... ولی با وعده ی حکومت ری و البته ترس از جان که در غیر این صورت او را می کشتند هم بی تاثیر نبود تا وی به همراه حر در سپاه یزید قرار بگیرند... چند روزی به واقعه عاشورا مانده بود... سپاه امام حسین در دشت کربلا بود که سپاه حر به آنجا رسید... حر حتی در پشت سر امام حسین ع به نماز ایستاد... رو به امام حسین ع کرد و گفت: من مامورم تا جلوی شما رو بگیرم و نذارم که نه پیش بروید و نه اینکه بر گردید... مگر اینکه از راه دیگری بروید و من بگم که شما رو ندیدم... به هر حال ماجرا به روز عاشورا کشید... نزدیک جنگ شد... حر هنوز هم باور نداشت که قرار جنگی صورت بگیرد... در خیمه بر خود می لرزید... یکی نزد وی رفت و گفت: ای مرد٬ از چه بر خود می لرزی؟ اگر به من می گفتند یکی از شجاع ترین مردم عرب کیست بی گمان می گفتم حر بن ریاحی٬ تو به چه علت وحشت داری؟ از جنگ می ترسی؟ حر در جواب گفت: خود را مخیر بین بهشت و جهنم می بینم... و این شد که او بهشت را انتخاب کرد... هر چند که جنگ بسیار سخت بود... و حر ممکن بود حتی اسیر شود و بعدا از سوی یزید شکنجه شود... اما او یک لحظه نفس خویش را کشت و به لشکر خدایی پیوست... این جاست که می گویند: یک لحظه تفکر برتر از هفتاد سال عبادت است... بی گمان او حر بود... آزاده ای که توانست دل ز دنیا بکند و به سعادت ابدی برسد... در حالی که عمر سعد حتی نتوانست به آب ری دست پیدا کند و تا ابد مورد لعن انسانها قرار گرفت و به درک واصل شد... ما هر روز در زندگی روزمره خودمون از این کربلاها زیاد داریم... هر صحنه ی گناهی برای ما حکم کربلا رو داره... به طور مثال می گم٬ البته چون وبلاگ ما در رابطه با حجاب هست من هم مثال رو در این مورد می زنم: مگه گذاشتن موی سر بیرون گناه نیست؟؟؟ مگه آیه صریح نیست که این آدم اهل دوزخ هست؟؟؟ و برای پسر ها نگاه به نا محرم مگه گناه نیست؟؟؟ پس چرا ما گناه می کنیم؟؟؟ دروغ میگیم؟؟؟ به هم خیانت می کنیم؟؟؟ سر هم رو کلاه می ذاریم؟؟؟ مگه گناه کنیم نمیریم جهنم؟؟؟ و اگه نکنیم بهشتی نمیشیم؟؟؟ پس چرا گناه می کنیم؟؟؟ آره... گناه جذابیت داره... مثل حکومت ری میمونه... تازه اگه گناه نکنیم سخته... وسوسش کشندس... آره کشندس... اما مگه نبود آب سه روز کشنده نبود؟؟؟ مگه هتک حرمت ها و تجاوز به ناموس اهل بیت خدا کشنده نبود؟؟؟ فرض کن بچه شیر خوارت تو دستت کشته شده... جوون ۱۸ سالت جلو چشمات از بین بره... برادر خوش قد و قامتت رو قطعه قطعه کردند... وسط گودال قتلگاه می خوان سرت رو ببرن... این ها هیچی... اونوقت حمله کنن به خیمه هات... به ناموست... جایی که خواهری مثل زینب س دختر علی ع قرار داره... خواهرت اونجاست... دخترت اونجاست... همسرت اونجاست؟؟؟ فقط امام حسین نبود... خیلی از یاران و اصحاب حتی با همسرشون اونجا بودند... اینها زجر نیست؟؟؟ هتک حرمت و تجاوز به دختر٬ خواهر٬ همسر و ناموس زجر نیست؟؟؟ حالا یه بار دیگه قضاوت کنید... ما حر هستیم یا عمر سعد؟؟؟ حسینی یا یزیدی؟؟؟ ما هم بین بهشت و جهنمیم... مثل حر و عمر سعد هم راه درست رو می دونیم... اما بعضی هامون مثل حر ارادشون قویه و بهشت رو به سختی دنیا می خرند... و بعضی مثل عمر سعد ذلیل نفس هستند و بهشتشون رو به قیمت دنیا می فروشند... هنوز هم دیر نیست... ما هم می تونیم حر(آزاده) باشیم... الهم عجل لولیک الفرج |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 22:55 توسط مهــــــدی |
|
|
السلام علیک یا ابا عبدالله (ع) السلام علیک یا بن رسول الله (ص) السلام و علیک یابن امیر المومنین (ع) و بن سید الوصیین (ع) السلام و علیک یابن فاطمه الزهرا (س) سیده النساء العالمین (س) السلام علی الحسین (ع) و علی علی بن الحسین (ع) و علی اولاد الحسین (ع) و علی اصحاب الحسین (ع) و علی العباس اخ الحسین (ع) جمیعا و رحمه الله و برکاته |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 16:38 توسط مهــــــدی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام... من مهدی از تهران هستم و سعی دارم محیطی درست کنم تا اونجا بتونم از دین و مذهب خودم که مسلمان شیعه جعفری 12 امامی هست دفاع کنم... انشا الله که بتونم در این کار ثابت قدم بمونم...
فعلا که دارم مسئله حجاب رو بررسی میکنم... امری صریح در اسلام که به راحتی از آن می گذرند... اگه مسلمونی و شیعه هستی من میتونم جوابتو بدم... اگر مسلمونی و شیعه نیستی بازم جوابتو میدم... اگه مسلمون هم نیستی و یه دین دیگه داری بازم جوابتو میدم... اگه اصلا خدا رو قبول نداری و لائیک هستی بازم جوابتو میدم... پس اگه لطف کردی نظر دادی یه آدرس وبلاگ یا ایمیلی چیزی مرجعی که بتونم باهات تماس بگیرم برام بذار... همین... نظر نده بعد در بری... اگه حرفی زدی پاش وایسا و دفاع کن... یا من مثل تو میشم یا تو مثل من... همیشه حرفی رو بزن که بتونی بنویسیش... چیزی رو بنویس که بتونی امضاش کنی... و چیزی رو امضا کن که بتونی پاش وایسی... پس اگه حرفی زدی پاش وایسا و از خودت دفاع کن... |
| نوشته های پیشین |
|
دی 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 |
| پیوندها |
|
اسلام ، آیین زندگی - مخالف بیفکری زیبـــــــــا ... نور... |
|
RSS
|