تبليغاتX
حجاب صدفی برای مروارید
حجاب اجبار نیست... بلکه یک انتخاب است...

در زیر سایه ی درختی جامه ی سپیدم را می تکانم... هم نوا با سایرین سلام می دهم... قدم در راه می گذارم... تا رسیدن به عمق آسمان راهی نمانده... من هم آسمانی می شوم... اولین بار که چشمم به جمال پرده ی سنگین عشق می افتد٬ نا خواسته شبنمی از گوهرین وجودم سر چشمه می گیرد و زلال آرزوها٬ لطافت و سرخی گذشته را از زیر مشتی خاکستر که کوله بار سفرم را پر کرده است٬ بیرون می آورد... یک لحظه وجودم پر ز خالی هاست٬ آن لحظه که صورتم را به خاک می مالم و سیرتم را به افلاک... بر گرد چندی سنگ می گردم٬ ابتدا و انتهای من دست خداست... و در پشت خاک پاک خلیل الله به رستگاری می شتابم... از مقام صفی الله هفت بار بین الجبلین را طی میکنم تا به منزلگاه جده رسم...  آنجا که کوتاهی آمال و تقصیر آرزوهاست... هفت بار دیگر باید گشت... بر گرد مولود گاه ولی الله... و باز هم حی علی خیر العمل به مانند پیش... این بار شانه ی راستم به سوی قبلگاه مسلمین است...بر رکن یمانی٬ درب مخصوص ام اباالحسنین٬ نامم را حک می کنم... در هجر ذبیح الله٬ در زیر ناودان طلایی رنگ٬ برای باریدن باران رحمت٬ هوای خود را قربانی می دهم ... در مستجار به گفتگویی دیگر با خدا می روم... در زیر باب الرحمه ایستاده ام... شاید اینجا بسته است... اما به یقین درب بیت العتیق باز است... من در پشت سیاه پرده ی سپیدم٬ خود را درون منزلگه معبود می بینم٬ اینجا ملتزم است٬ آنجا که تکثیر آرزوهاست...
از هر طرف فشاری بر من وارد است... جایگاه سنگین زیر پای سرباز را محکم گرفته ام... شاید تا بیعت با خدا چند لحظه فاصله است... چشمم به سیاهی می گراید... روحم به پرواز... یک لحظه به جای بیعت٬ بوسه بر یدالله میزنم... آری... باالاخره حجرالاسود را بوسیدم...
 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 8:57  توسط مهــــــدی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
سلام... من مهدی از تهران هستم و سعی دارم محیطی درست کنم تا اونجا بتونم از دین و مذهب خودم که مسلمان شیعه جعفری 12 امامی هست دفاع کنم... انشا الله که بتونم در این کار ثابت قدم بمونم...

فعلا که دارم مسئله حجاب رو بررسی میکنم... امری صریح در اسلام که به راحتی از آن می گذرند...

اگه مسلمونی و شیعه هستی من میتونم جوابتو بدم... اگر مسلمونی و شیعه نیستی بازم جوابتو میدم... اگه مسلمون هم نیستی و یه دین دیگه داری بازم جوابتو میدم... اگه اصلا خدا رو قبول نداری و لائیک هستی بازم جوابتو میدم...

پس اگه لطف کردی نظر دادی یه آدرس وبلاگ یا ایمیلی چیزی مرجعی که بتونم باهات تماس بگیرم برام بذار... همین... نظر نده بعد در بری... اگه حرفی زدی پاش وایسا و دفاع کن... یا من مثل تو میشم یا تو مثل من...

همیشه حرفی رو بزن که بتونی بنویسیش... چیزی رو بنویس که بتونی امضاش کنی... و چیزی رو امضا کن که بتونی پاش وایسی... پس اگه حرفی زدی پاش وایسا و از خودت دفاع کن...

نوشته های پیشین
مرداد 1388
دی 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
پیوندها
اسلام ، آیین زندگی - مخالف بیفکری
زیبـــــــــا ... نور...
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM